ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
118
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
آسايش و جنبش ، شكار ، ورزش 5 نشستن و ايستادن . خواب و بيدارى . مشت و مال . جاى خوابيدن . اروپائى كجا بايد بخوابد ؟ رفتن و دويدن . سوارى كردن . مسافرت . بازيهاى سوار بر اسب . شكار ( با باز ، شكارهاى شاهانه ، ماجراهاى شكار ، هديه دادن شكار ، نبرد شتر ، حيوانات وحشى قابل صيد ) . ورزش ( ورزش براى درمان ، مؤسسات ورزشى ، تمرينهاى مختلف ، داستان سعدى ، شنا ، شمشيربازى ، تيراندازى ) . اظهارنظر . الف . آسايش و جنبش قانون طبيعى آسودن و جنبيدن در مورد ايرانيان صدق مىكند . اگر ايرانى را به حال خود بگذاريد بيشتر به آسودن رغبت دارد ؛ اما اگر اوضاع و احوال وى را بهجنبيدن برانگيخت ديگر قادر به انجام كارهاى خارق العاده است و حتى اگر موانع او را به حال نخستين آسودن و تنبلى باز نگرداند ممكن است بدون وقفه بكوشد و بجنبد . اين قاعده چنان كه در ضمن اين فصل خواهيم ديد هم در مورد فعاليتهاى بدنى او صادق است و هم در مورد كوششهاى فكرى و ذهنيش . همانطور كه مىدانيم شرقيها به هنگام نشستن از صندلى استفاده نمىكنند . ايرانى حتى نيمكت هم ندارد ، بلكه بر روى نمد ضخيم و فرشهاى گسترده مىنشيند ، آن هم نه آنطور كه رسم تركهاست ؛ بلكه به تقليد از شتر دو زانو مىنشيند يعنى ساق پا را از زانو خم مىكند و آن را به عقب مىبرد و كف پا را از قوزك دراز مىكند به صورتى كه با ساق يك زاويه صد و هشتاد درجه درست مىشود و چنان مىنشيند كه نشيمنگاه درست روى پاشنه واقع مىشود و بدين ترتيب مركز ثقل بدن كاملا به پاشنه منتقل شده است . به اين حالت چهارزانو نشستن مىگويند « 1 » . على العموم پشت به جائى تكيه داده نمىشود و آزاد مىماند ؛ فقط كسانى كه در خانه مىخواهند استراحت كنند به بالشى « 2 » كه استوانهاى شكل است تكيه مىدهند . بر زمين نشستن ظرافت خاصى مىخواهد و مثلا به دستها نبايد تكيه كرد و لباسها را بايد چنان مرتب داشت كه زانو و پاها را كاملا بپوشاند و بخصوص از پا هيچچيز پيدا نباشد .
--> ( 1 ) . كاملا معلوم است كه مؤلف دچار سهو شده و چهارزانو را با دوزانو اشتباه كرده است . - م . ( 2 ) . در اينجا منظور مؤلف متكاست نه بالش . - م .